به نظر من سنت هاي الهي و ديني و شرعي بايد اجرا شوند و نبايد به احساسات اين و آن توجه کرد. چنان چه در مورد شخص زنا کار در آيه دوم سوره ي نور، تاکيد شده که هيچ رأفتي به کار نبنديد و با شدت عمل کنيد. ازدواج مجدد و جمع و جور کردن جامعه و دستگيري از بيوه زنان و خانم ها و دخترهاي بي همسر هم ، حداقل از آن جهت که يکي از راهکارهاي جلوگيري از زناست ، لذا نبايد در انجامش کوچکترين اهمالي بشود و به احساسات زنان و يا مردان و يا والدين و يا هر کس ديگر کاري داشت. بلکه مهم دين خدا و احکام الهي است. از والدين هم در امور خلاف شرع و قرآن نبايد اطاعت کرد. لکن بايد ديد هدف از ازدواج صيغه يا مجدد چيست؟ براي اينکه هدفي نو و عالي و خوبي دشته باشيم ، بد نيست که علت ازدواج مجدد را در آيه سوم سوره نساء و توابع ازدواج مجدد را در آيه ي 129 سوره ي نساء و احکام و ضوابط صيغه را در آيه ي 24 و 25 و آيات ديگر کلام آسماني قرآن بررسي کنيم. توجه داشته باشيم ، اينکه مي گويند خدا يکي، زن هم يکي؛ اين يکي از قواعد و احکام فرقه ي ضاله ي بهائيت است. ما که منادي فرهنگ غني شيعه و اهل بيتي هستيم، از اين تشابه به طور جدي خودداري کنيم و به دينمان عمل کنيم. آنها هيچگاه از دين ما راضي نمي شوند.(مراجع شود به آيه 120 بقره)
بقيه مبحث در جلسات بعدي.....
رضا محمدي تبار ::: جمعه 16/9/1386::: ساعت 11:9 صبح
به نظر من سنت هاي الهي و ديني و شرعي بايد اجرا شوند و نبايد به احساسات اين و آن توجه کرد. چنان چه در مورد شخص زنا کار در آيه دوم سوره ي نور، تاکيد شده که هيچ رأفتي به کار نبنديد و با شدت عمل کنيد. ازدواج مجدد و جمع و جور کردن جامعه و دستگيري از بيوه زنان و خانم ها و دخترهاي بي همسر هم ، حداقل از آن جهت که يکي از راهکارهاي جلوگيري از زناست ، لذا نبايد در انجامش کوچکترين اهمالي بشود و به احساسات زنان و يا مردان و يا والدين و يا هر کس ديگر کاري داشت. بلکه مهم دين خدا و احکام الهي است. از والدين هم در امور خلاف شرع و قرآن نبايد اطاعت کرد. لکن بايد ديد هدف از ازدواج صيغه يا مجدد چيست؟ براي اينکه هدفي نو و عالي و خوبي دشته باشيم ، بد نيست که علت ازدواج مجدد را در آيه سوم سوره نساء و توابع ازدواج مجدد را در آيه ي 129 سوره ي نساء و احکام و ضوابط صيغه را در آيه ي 24 و 25 و آيات ديگر کلام آسماني قرآن بررسي کنيم. توجه داشته باشيم ، اينکه مي گويند خدا يکي، زن هم يکي؛ اين يکي از قواعد و احکام فرقه ي ضاله ي بهائيت است. ما که منادي فرهنگ غني شيعه و اهل بيتي هستيم، از اين تشابه به طور جدي خودداري کنيم و به دينمان عمل کنيم. آنها هيچگاه از دين ما راضي نمي شوند.(مراجع شود به آيه 120 بقره)
بقيه مبحث در جلسات بعدي.....
رضا محمدي تبار ::: جمعه 16/9/1386::: ساعت 11:8 صبح
سلام مهدي جان،
سلام امامم،
سلام سرورم؛
روز جمعه ي ديگري آمد و تو باز نيامدي! صبر تا کي؟ تحمل تا کي؟ انتظار تا کي؟ شايد انتظار براي ما از اين جهت که به خوبي، ضعف عدم حضورت را درک نمي کنيم، آسان باشد. ولي قطعا به خود تو سخت تر مي گذرد! چون تو مي فهمي و مي داني که در سراسر گيتي و در هستي و عالم چه ظلمها و گناه ها و کجرويها که انجام نمي شود و چه خونها و آبروها که به ناحق ريخته مي شود.
مهدي زهرا،
راستي که تو خوب ميداني و بيشتر از ما معذب هستي! ولي باور کن کن من و امثال من همه با ظرفيت هاي محدود و کم نمي توانيم و بسيار سخت و ناگوارمان است که بيش از اين صبر و تحمل کرده و انتظارت را بکشيم. مهدي جان تورا به جان زهراي اطهر، حالا ديگر بيا و غم دلهاي مؤمنان بنشان و عدل را در عالم بگستر!
يا حجة ابن الحسن العسگري ادرکني، يا مهدي ادرکنا، الغوث، اغثنا يا مولاي، يا صاحب الزمان!
احقر کلاب لآستان مرتضي علي:
رضا محمدي تبار
قم المقدسة
رضا محمدي تبار ::: جمعه 16/9/1386::: ساعت 10:35 صبح
اگر به کسي صميمانه مهر ورزيده باشيد.
اگر غم دردمندي قلبتان را فشرد و در خلوت گريسته باشيد.
اگر خطاي دوستي را ناديده گرفته باشيد.
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر با يک شاخه گل دلي را شاد کرده باشيد.
اگر قطره اشکي را از گونه اي سترده باشيد.
اگر سنگي را از پيش پاي عابري دور کرده باشيد.
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر بسيار خنديده باشيد.
اگر دست دوستي را که به سويتان دراز شده صميمانه فشرده باشيد.
اگر با ديدن زيبايي هاي طبيعت پي به قدرت پروردگار برده باشيد.
اگر بدي را با خوبي پاسخ گفته باشيد.
اگر به بي پناهي پناه داده باشيد.
اگر براي بدست آوردن صفات بهتر کوشيده باشيد.
شما امروز غني تر از ديروزيد
اگر به ديده مهر به همه چيز نگريسته باشيد.
و شما امروز به راستي غني هستيد،
غني تر از همه افراد جهان،
و شما امروز روحي داريد بزرگ، به عظمت آسمان و دريا و قلبي داريد پر مهر و روشن چون آفتاب گرم بهاران و اشکي داريد به صفاي شبنم و لطافت گلهاي سرخ و دروني داريد به پاکي برف و زيبايي دميدن خورشيد در صبح و شما امروز به راستي غني هستيد!
آمنه شفايي
منبع:
http://karvanemardomaniha.blogfa.com
رضا محمدي تبار ::: چهارشنبه 14/9/1386::: ساعت 11:44 عصر
* تمام پروتئينهاي مورد نياز بدن در چهار مغز ( گردو – بادام – فندق – پسته ) وجود دارد.
* روغنهاي مفيد گياهي عبارتند از : کنجد، زيتون، آفتابگردان و ذرت.
* بهترين کرم براي پوست روغن زيتون و روغن بادام است.
* بيشترين پتاسيم در پوست و ته خيار است براي اينکه تلخي آن مشخص نباشد خيار را از ته بخوريد. پتاسيم (برخلاف سديم) به دفع مايعات بدن کمک نموده و براي رفع فشار خون مفيد است.
* انجير و زيتون را در برنامه غذايي خود بگنجانيد تا هرگز بيمار نشويد.
* دانه همه ميوه ها ضد انگل است.
* سير باعث رفع عفونت شده و کاربرد آنتي بيوتيکي دارد. خوردن سير همراه غذاي گرم باعث بالا رفتن فشار خون، و همرا غذاي سرد باعث پايين آمدن فشار خون مي شود. ولي خوردن سير به مقدار زياد، موجب بيمارياي کبدي مي شود.
(( در جستجوي سلامتي / جمشيد خدادادي ))
منبع:
http://karvanemardomaniha.blogfa.com
رضا محمدي تبار ::: چهارشنبه 14/9/1386::: ساعت 11:43 عصر
الله نور السموات والارض مثل نوره کمشکوة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزّجاجة کانها کوکب دريّ يوقد من شجرة مبارکة زيتونة لا شرقيّة و لا غربيّة يکاد زيتها يضيء و لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من يشاء و يضرب الله الامثال للناس والله بکلّ شيء عليم.
از جابربن عبدالله انصاري روايت شده که گويد: به مسجد کوفه داخل شدم و ديدم حضرت اميرالمومنين صلوات الله و سلامه عليه با انگشت چيزي مينويسد و تبسم ميکند، عرضه داشتم يا اميرالمومنين! چه چيز موجب خنده شما شده است؟ فرمود: در شگفتم از کسيکه اين آيه را مي خواند ولي آن طور که شايسته است به معناي آن معرفت ندارد. عرض کردم: کدام آيه يا اميرالمومنين؟ فرمودند: " الله نور السموات والارض ... " مشکوة، حضرت محمد صلي الله عليه و آله است. مِصباح، من هستم. زجاجة، حسن و حسين مي باشند. کوکب دريّ، علي بن الحسين است. يوقد من شجرة مبارکة، محمد بن علي ميباشد. زيتونة، جعفر بن محمد است. لا شرقية، موسي بن جعفر است. لا غربية، علي بن موسي الرضاست. يکاد زيتها يضيء، محمدبن علي است. و لو لم تمسسه نار، علي بن محمد است. نور علي نور، حسن بن علي مي باشد و يهدي الله لنوره من يشاء، مهدي است. که درود خداوند بر آنان باد. ( کتاب سيماي حضرت مهدي در قرآن/ تاليف سيد هاشم حسيني بحراني/ ترجمه سيد مهدي حائري قزويني/ ص 262 )
منبع:
http://karvanemardomaniha.blogfa.com
رضا محمدي تبار ::: چهارشنبه 14/9/1386::: ساعت 11:40 عصر
الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم
رضا محمدي تبار ::: سهشنبه 13/9/1386::: ساعت 12:0 صبح
من فقط به ضرورت مقال به يکي از اين دلايل اشاره مي کنم و آن هم اين است که طبق روايت وقتي حضرت ايشان ظهور مي کنند که دنيا را ظلم و جور فرا گرفته باشد. الآن هم که به برکت اين همه ظالم و ستمگر و استعمار و زورگو چنين شرايطي دقيقا فراهم گشته است. پس چرا هنوز از ظهور خبري نيست؟ جواب اين است که تعريف ظلم اين است که به کسي ستمي روا شود و آن شخص هم ساکت نباشد و بالاخره به فراخور مقتضاي زمان و مکان و امکانات و جربزه اش حرکتي بر ضد ظلم انجام دهد و در حد خودش ظلم ستيزي کرده باشد. مثل حرکت و قيام حضرت اباعبدالله که از بارزترين اين موارد است. اما مواردي مثل آنچه که ما در اين شرايط و دنياي کنوني گمان مي کنييم که ظلم است جزء مصاديق ظلم نيست و بلکه انظلام است. و انظلام يعني که ظلم بشود و شخص آن را تحمل کند و هيچ نگويد و حتي از بيان و روايت و نقل آن هم دريغ کند و خلاصه از ظالم به حد اعلايش ترسيده باشد. حال که ما مظلوم نيستيم و بلکه منظلم هستيم و خون حسين ها در رگهاي ما جاري نيست نبايد انتظار ظهور را آنهم به دليل فراگير شدن ظلم در عالم داشته باشيم. بلکه بايد حرکتي حسيني داشته باشيم و لااقل از بيان ستمها و زورگويي ها و مفاسد اجتماعي دريغ نکنيم. .....
همه اين مطالب در مورد بقاي حکومت ها ي ظالم نيز صادق است. چون در روايت داريم که حکومت با کفر باقي مي ماند و لي با ظلم باقي نمي ماند و زود گذر است. ببينيد چگونه حکومت مقتدر و زورگوي يزيد بقاي بسيار اندکي داشت. اين به خاطر قيام امام حسين و مظلوم بودن ايشان است. بنابر اين کساني که نشسته اند تا حکومت ها ي ظلم همينطوري و خود به خود از بين بروند زهي خيال باطل در سر دارند و تا وقتي که حرکت و قيام بر عليه آنها نشود اين حکومت ها ظالم نيستند و بلکه منظلم به هستند. .....
نتيجه کلي اينکه تقيه و مصلحت انديشي هم حدي دارد. بياييم و ديگر بار بيدار شويم و خط سرخ حسيني را بپيماييم. باور کنيد که اينگونه وجدانمان هم راحت تر است و ماندگارتريم. حتي اگر دنيا انديش و مادي گرا هم باشيم. چون در صورت قيام بر عليه جور و ظلم هم قلب آقا امام زمان از ما راضي است و هم مرضي الهي است و هم براي نسل ها و ذريه و فرزندان و آيندگان ما بهتر و خوشايند تر است. من و تو بکاريم و آماده سازيم براي دوران خودمان و يا حتي اگر به ما وصال نداد براي نسل هاي آينده و مجموع بشريت. ....
اينها همه دليل نمي شود که از فردا به جان ظالمان بيفتيم و بي تدبير عمل کنيم. بلکه بايد چيزي را بي قيمت از دست ندهيم و خوب برنامه ريزي و انديشه و تدبير داشته باشيم. بي گدار به آب نزنيم. و کارهايي بکنيم که هم باشيم و هم با يک تير چند نشان را بزنيم و هم دو و چند پهلو باشد و هم قطعي باشد و هم غير مستقيم اثر خود را بگذارد و هم از يک راه و با يک روش وارد نشويم. .....
همچنين هر کسي به قدر استطاعت و توانش تکليف دارد و بس!
ان تنصروا الله ينصرکم و يثبت اقدامکم ......
تماس با نويسنده مطالب فوق فقط ازطريق شماره تلفنهاي ذيل مقدور مي باشد:
???????????
???????????
???????????
رضا محمدي تبار ::: دوشنبه 12/9/1386::: ساعت 11:35 عصر
سلام به همه
استخاره به خلاف آنچه که مشهور شده و مي گويند در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست، دقيقا براي کارهاي خير است و نه براي کارهاي شر و گناه. که اگر اينطوري بود يزيدها و فرعونها و هر کس که مي خواست کاري خلاف انجام دهد، آن را به استخاره منتسب مي کرد. بلکه استخاره فقط در امور خير و مورد رضايت خداوند است و در روايت هم داريم که اگر کاري بدون استخاره انجام شد و در آن متحمل ضرر و زيان شديد،فقط خودتان را سرزنش و ملامت کنيدو بس! و ....
09121536406
رضا محمدي تبار ::: دوشنبه 12/9/1386::: ساعت 11:33 عصر
يکشنبه 6 اسفند ماه سال 1385
روياي صادقه حضرت فاطمه بنت اسد و تعبير آن توسط کاهنان قديم
در شبي از شبها، حضرت فاطمه بنت اسد، خواب عجبيبي مي بيند و چون آن خواب مثل هر خواب ديگر که ذهن فرد را مشغول مي کند، ذهن او را هم به خود مشغول کرده بود. لذا تصميم مي گيرد آن را براي کاهني که در همان اطراف بود، بيان کند تا او تعبير خوابش را بيان نمايد. و اينک خواب و تعبيرش را از زبان خود او مي شنويم:
«در خواب ديدم کوههاي شام حرکت کردند و به طرف مکه معظمه آمدند، و آتش از آنها شراره مي زد و همه فرياد مي زدند و مجهز به اسلحه هايي از جنس آهن بودند و اين وضع بسيار مهيب و هراسناک بود. به طوري که هر کس آن را مي ديد؛ مي ترسيد. در اين هنگام کوههاي مکه نيز با تجهيزات کامل جنگي به جانب آنها شتافتند و هنگام حرکت آنها، ادوات جنگي از آنها بر روي زمين مي افتاد و مردم نيز آنها را برمي داشتند. من نيز از فرصت استفاده کرده و شمشيرهايي برداشتم که ناگهان يکي از شمشير ها از دستم رها شده به طرف آسمان رفت، و شمشير ديگر نيز رها شد و در هوا باقي ماند و شمشير ديگر نيز افتاد و شکست ولي يک شمشير به دست من باقي ماند که اندک اندک شير عظيمي شد و چون رعدي بر کوههاي شام حمله کرد و اين حمله به گونه اي بود که مردم نيز از ديدن او ترسيده و فرار مي کردند. در اين هنگام فرزندم محمد(ص) –منظور پيامبر اعظم(ص) است که فاطمه بنت اسد به خاطر اينکه مسؤليت نگهداري و مادري از ايشان را به عهده داشت، ايشان را فرزند خويش خطاب مي کرد- آمد و دست مبارک بر سر و گردن او گذاشته و آن را گرفت. شير نيز مانند آهويي رام شده، تحت اطاعت و اختيار او قرار گرفت.
من با ديدن اين صحنه، ناگهان از خواب بيدار شدم –و چون متحير بودم- به نزد «ابوکرز» کاهن رفتم. ولي در نزد او «جميل» کاهن که از قبيله بني تميم بود، نشسته بود. لذا صبر کردم تا برخيزد و خواب خود را براي ابوکرز تعريف کنم و تعبيرش را دريابم. جميل کاهن که متوجه من شده بود، به من نگريست و خنديد و گفت: قسم مي خورم که تو منتظر هستي تا من بروم و از ابوکرز تعبير خوابت را بپرسي! گفتم: اگر راست مي گويي، بگو بدانم من چه خوابي ديده ام؟ جميل کاهن در جواب من ابياتي خواند که متوجه شدم کاملا از خواب من خبر دارد، از اين جهت به او گفتم: تو که خواب مرا ميداني، تعبير آن را نيز براي من بگو! گفت: چهار شمشير، چهار پسر است که يکي به آسمان پرواز مي کند (که ظاهرا طالب بود که زود از دنيا رفت) و يکي در هوا مي ماند (شايد عقيل باشد که عمر طولاني نمود و بعد از حضرت علي(ع) از دنيا رفت) و ديگري که شکسته شد (مراد جعفر است که در جنگ موته شهيد شد) و ديگري که به شکل شير در آمد (منظور حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) مي باشد).»
پس از مدتي تعبير اين خواب روحاني به وقوع پيوست و ميوه درخت زندگاني دو انسان موحد، يعني حضرت ابوطالب و فاطمه بنت اسد، نمايان شد. خداوند 4 پسر و 2 دختر به ايشان ارزاني داشت که عبارت بودند از: طالب، و بعد از 10 سال عقيل، و بعد از 10 سال جعفر، و بعد از 10 سال حضرت علي(ع) به دنيا پا نهادند. و اما 2 دختر نامهايشان فاخنه مشهور به ام هاني و جمانه بود.
فاخنه، همسر ابووهب هبيره بن عمرو بن عامر مخزومي شد و در سال عام الفتح براي جمعي از پيامبر(ص) طلب شفاعت کرد و حضرت نيز به احترام ايشان، آن جماعت را پناه دادند، و جمانه يا اسماء يا ريطه همسر سفيان بن الحارث بن عبدالمطلب شد.
رضا محمدي تبار ::: دوشنبه 12/9/1386::: ساعت 11:20 عصر