و ما اهلکنا:
و هلاک نکرديم
من قرية الا و لها کتاب معلوم:
از روستا و شهر و دياري را، يا روستا و شهر و دياري را، مگر آنکه براي او چيزها و کارها و تقديرات و نوشته شده هايي معلوم و معين نگاشتيم و مقدر کرديم.
چه کسي اين کار را کرده؟ خداي مهربان! ولي چرا از ضمير متکلم مع الغير استفاده کرد و گفت: ما و گفت: مقدر کرديم؟ به اين علت که خود خدا در مرحله يک طراح و قدرت بزرگ استارت اوليه را زده و بقيه را به ملائکه و زيردستان واگذرا کرده است. وانگهي خداوند مقدر کرده که هر کس چنين و چنان رفتار و عملکردي از خود داشته باشد، به چنين و چنان نتايجي مي رسد. حال که بنده اي از بندگانش به فلان طور رفتار کرد، اين خود شخص است که آن نتايج را براي خود مي خرد. مثلا در مثال ما نحن فيه، هر کس از اهل زمين به طور کلي ، هلاک نکرده خودش را مگر اينکه براي اهل زمين و ديار هستي نوشته شده اي معلوم از قوانين و سنن الهي است که اگر کسي به آن عمل کند، خوشبخت و اگر نکند بدبخت مي شود. پس در واقع اصل در نظام خداوندي بر خير و نيکي سالاري است و افراد هم اگر اين را درک کرده و دريابند، همه چيز برايشان بر وفق مراد است وگرنه وضعيتشان، خداي ناکرده وخيم اندر وخيم است.
ما تسبق من امة اجلها و ما يستئخرون:
سبقت نمي گيرد از هيچ گروه و عشيره و امتي ، اجل و سررسيد امورشان! و نيز تاخيري در اجل و سررسيد کارها و امور هيچ خلقي نخواهد بود! اشاره به اينکه همه ي آن قوانين خداوندي که همگي نتايجي مشخص و معين و معلوم را دارند، بي هيچ خدشه و کم و کاستي به طور جدي و واقعي و به نحو منطقي اجرا مي شوند و هر کس به ازاي هر کاري که مي کند و هر رفتاري که از خودش نشان مي دهند به مکافات اعمالش در کوتاه مدت و در دراز مدت و نيز در دنيا و در آخرت ، هر دو مي رسد. و هيچ تخطي و جا به جايي و بخشش و کوتاهيي در اين رابطه نخواهد شد. اشاره به اينکه با شدت و حدت فراوان و با دقت بي نظيري به امور همه خلق رسيدگي مي شود.
درست است که بحث از هلاکت قومي به واسطه ي کرده ي شان بود، ولي در آيات بعدي بحث از قانون مکافات عمل در دنيا و نيز در آخرت است که رد خور هم ندارد و حتما گريبان کننده اش را مي گيرد.
در نظام خداوندي تو نيکي مي کن و در دجله انداز و مطمئن باش که ثبت مي شود و يک روزي دستت را مي گيرد. ولي در نظام عباد و بندگان از آنجايي که نسيان و فراموش کاري قرين انسانهاست، ممکن است که خيلي از خوبيها و کرده هاي انسان فراموش شود. ولي خدا اينطور نيست. خدا ، خدايي است که هرگز نه چرتي او را فرا مي گيرد و نه چرت کوچکي! لا تاخذه سنة و لا نوم!
[24/3/1387- 6:4 ع] درباره استاد مجيد جعفري تبار
[20/3/1387- 5:34 ع] ادامه تفسير آيه 85 سوره بقره
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 4
کل بازديد :4775
رضا محمدي تبار [4]
رضا محمدي تبار [9]
رضا محمدي تبار [8]
رضا محمدي تبار [11]
[آرشيو(5)]
نام: | |
ايميل: | |
